تبليغاتX
هيئت الزهرا تبريز عباسی کوی شهدا
 یا مهدی ادرکنی
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
 

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

گلهاي عاشق

شب رفت اي صبح زخمي ، کز راه ياري بيايد
ياران به خون چهره شستند ، تا تک سواري بيايد

گلها به گلشن شکفتند ، از يار گفتند و گفتند
گل از گلم مي شکوفد گر غمگساري بيايد

در هم نگر نور و ظلمت ، همراز ، درد و صبوري
با سوختن ، ساختنها ، تا شب شکاري بيايد

در انتظار سحاب است اين خاک ، اين خاک تشنه
تا در شب نا اميدي ، اميدواري بيايد

اي دل هواي خزانيت ، دارد سر برگ ريزان
کن صبر تا زين صبوري ، رنگين بهاري بيايد

بنگر طلوع عدالت ، تابنده از مشرق عشق
پندار را پرده برگير ، تا پرده برداري بيايد

ديدم سحرگه به خوابش بر مرکبي سيمگونه
خواهم به بيداريش تا ، جان را قراري بيايد

آنگه که بشکوفد آن گل ، بر شاخسار عدالت
از طرف هر لاله زاري ، بانگ هزاري بيايد

هر سرو کز پاخيزد ، چون قامت سرفرازش
خون دل باغباني ست ، کز نش خاري بيايد

اي باد خيره ، دمي شرم ، خون مي کند باغبان دل
تا فصل سبز بهاري ، با برگ و باري بيايد

ره را حديثي ست پر شور ، از مقصد ما مپرسيد
اين موج ساحل ندارد ، تا برکناري بيايد

درياي عشق است گلگون ، گسترده تا بي نهايت
موجش همه بي قراري ، تا پاي داري بيايد

اي مهربان داور من ، گشتند مردان ميهن
آميزه اشک و آهن ، تا تکسوراي بيايد

در پرده رازي نهاني ، نقش است بر لوح محفوظ
نتوانمش کرد تحرير ، تا زرنگاري بيايد .


امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

چون مدت عذاب و گرفتاری بنی اسرائیل طول کشید (که بدست فرعون و فرعونیان مبتلا شده بودند) چهل روز صبح به درگاه خدا ضجه و گریه کردند (و خلاصی و نجات خود را از خدا خواستند) پس خدا وحی فرمود بسوی موسی و هارون که آن ها را از فرعون نجات دهد و حال آن که هنوز تا زمان نجات آنها (در تقدیر خدا) یکصدوهفتاد سال مانده بود، ولی بواسطه تضرع و زاری، خدا آن صدوهفتاد سال را بخشید.

 بعد امام صادق(علیه السلام) فرمودند حال شما شیعیان هم مانند حال بنی اسرائیل است اگر شما (ضجه و گریه و تضرع و زاری بدرگاه خدا) کردید فرج ما را خدا می رساند، ولی اگر (اهل گریه و زاری به درگاه خدا) نیستید امر ظهور تا به آخر درجه عقب خواهد افتاد.

|+| نوشته شده توسط رضا بلغند در شنبه بیست و سوم شهریور 1387  |
 ماه رمضان
 

 

درباره ماه رمضان

    رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏ باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏ دهيم.
    
    رمضان از اسماء الله است
    هشام بن سالم نقل روايت مى‏ نمايد و مى‏ گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
    
    فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.
    
    امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏ رود و نمى‏ آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏ رود و مى‏ آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏ باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» شما به راستى نمى‏ دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است)  
    واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
    رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏ باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
    
    و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏ گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
    
    در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏ كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏ دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏ گيرد و مى‏ گويد:
    
    آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد .

 


    اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
    
    

فلسفه و حكمت روزه


    روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت‏بدن و ابعاد ديگر داراى فوايد فراوانى است، روزه در سلامت معده و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى‏هاست اثرات فوق العاده‏اى دارد.
    
    مركز بيماريها معده است
    پيامبر خدا فرمود: «المعدة بيت كل داء، و الحمئة راس كل دواء»
    
    معده مركز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خورى) اساس و راس هرداروى شفابخش است.
    
    پيامبر(ص) سه باب از علوم بروى ما گشود
    پيامبر عظيم الشان اسلام در يك بيانيه كوتاه، اثرات و فوائد سه چيز را به اين شرح بيان مى‏ فرمايد: «اغزوا تغنموا، و صوموا تصحوا، و سافروا تستغنوا» اول، جنگ و جهاد كنيد تا مستغنى شويد، كه غنائم جنگى باعث استغنا مى‏ باشد، دوم، روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد، سوم، سفر كنيد تا مالدار شويد، زيرا مسافرت و حمل كالاى تجارتى از شهرى به شهر ديگر يا از كشورى به كشور ديگر باعث رفع نيازمندى‏هاى جامعه و عمران كشورها مى‏ گردد، در اين سه جمله پيامبر(صلى الله عليه و آله) سه باب از درهاى علم: جهاد (كه خود باعث تمكن و امكانات مالى مى‏ شود)، بهداشت جسم و اقتصاد جامعه را بر روى ما مى‏ گشايد. 
    
 
    خصال هفتگانه مخصوص روزه‏ داران
    در حديثى طويل حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) چنين نقل مى‏ فرمايد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «ما من مؤمن يصوم شهر رمضان احتسابا الا اوجب الله تبارك و تعالى له سبع خصال: اولها يذوب الحرام من جسده، و الثانية يقرب من رحمة الله عزوجل، و الثالثة قد كفر خطيئة ابيه آدم، و الرابعة يهون الله عليه سكرات الموت و الخامسة امان من الجوع و العطش يوم القيمة و السادسة يطعمه الله عزوجل من طيبات الجنة، و السابعة يعطيه الله عزوجل برائة من النار، قال: صدقت‏يا محمد» .
    
    هيچ مؤمنى نيست كه ماه رمضان را فقط به حساب خدا روزه بگيرد، مگر آنكه خداى تبارك و تعالى فت‏خصلت را براى او واجب و لازم گرداند: 1- هر چه حرام در پيگرش باشد محو و ذوب گرداند، 2- به حمت‏خداى عزوجل نزديك مى‏ شود، 3- (با روزه خويش) خطاى پدرش حضرت آدم را مى‏ پوشاند، 4- خداوند لحظات جان كندن را بر وى آسان گرداند، 5- از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امان خواهد بود، 6- خداى عزوجل از خوراكيهاى لذيذ بهشتى او را نصيب دهد، 7- خداى و عزوجل برائت و بيزارى از آتش دوزخ را به او عطا فرمايد. (پرسش كننده در اين حديث مفصل، عالم يهودى بود) كه عرض كرد راست گفتى اى محمد.

 

 

 

 

اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا!تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.
و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.

 

ميلاد با سعادت خُلق نيكوي سرمدي، حضرت امام حسن مجتبي (ع) بر روزه داران، ميهمانان ضيافت الهي مبارك باد.

مولودي

1- 2

 

پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود.(1)

حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد زيرا او تقريباً هفت سال بيش نداشت كه پيامبر اسلام بدرود زندگى گفت.

پس از درگذشت پيامبر (ص) تقريبا سى سال در كنار پدرش امير مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد.

 

شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن(ع)

فريادرس محرومان

در آيين اسلام، ثروتمندان، مسئوليت سنگينى در برابر مستمندان و تهيدستان اجتماع به عهده دارند و به حكم پيوندهاى عميق معنوى و رشته‏ هاى برادرى دينى كه در ميان مسلمانان بر قرار است، بايد همواره در تأمين نيازمنديهاى محرومان اجتماع كوشا باشند. پيامبر اسلام (ص) و پيشوايان دينى ما، نه تنها سفارشهاى مؤكدى در اين زمينه نموده‏ اند، بلكه هر كدام در عصر خود، نمونه برجسته‏ اى از انساندوستى و ضعيف نوازى به شمار مي رفتند.

پيشواى دوم، نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزيده و ممتاز داشت، بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگيرى از بيچارگان و درماندگان نيز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامى آن حضرت آرام بخش دلهاى دردمند، پناهگاه مستمندان و تهيدستان، و نقطه اميد درماندگان بود. هيچ فقيرى از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت. هيچ آزرده دلى شرح پريشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمي ‏كرد، جز آنكه مرهمى بر دل آزرده او نهاده مي ‏شد. گاه پيش از آنكه مستمندى اظهار احتياج كند و عرق شرم بريزد، احتياج او را برطرف مي ‏ساخت و اجازه نمي ‏داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد!

«سيوطى» در تاريخ خود مي ‏نويسد: «حسن بن على» داراى امتيازات اخلاقى و فضائل انسانى فراوان بود، او شخصيتى بزرگوار، بردبار، باوقار، متين، سخى و بخشنده، و مورد ستايش مردم بود.(2)

 

نكته آموزنده

امام مجتبى (ع) گاهى مبالغ توجهى پول را، يكجا به مستمندان مي ‏بخشيد، به طورى كه مايه شگفت واقع مي ‏شد. نكته يك چنين بخشش چشمگير اين است كه حضرت مجتبى (ع) با اين كار براى هميشه شخص فقير را بى نياز مي ‏ساخت و او مي ‏توانست با اين مبلغ، تمام احتياجات خود را برطرف نموده و زندگى آبرومندانه ‏اى تشكيل بدهد و احياناً سرمايه ‏اى براى خود تهيه نمايد. امام روا نمي ‏ديد مبلغ ناچيزى كه خرج يك روز فقير را بسختى تأمين مي ‏كند، به وى داده شود و در نتيجه او ناگزير گردد براى تامين روزى بخور و نميرى، هر روز دست احتياج به سوى اين و آن دراز كند.

  

خاندان علم و فضيلت

روزى عثمان در كنار مسجد نشسته بود. مرد فقيرى از او كمك مالى خواست. عثمان پنج درهم به وى داد. مرد فقير گفت: مرا نزد كسى راهنمايى كن كه كمك بيشترى به من بكند. عثمان به طرف حضرت مجتبى و حسين بن على (ع) و عبدالله جعفر، كه در گوشه ‏اى از مسجد نشسته بودند، اشاره كرد و گفت: نزد اين چند نفر جوان كه در آنجا نشسته ‏اند برو و از آنها كمك بخواه.

وى پيش آنها رفت و اظهار مطلب كرد. حضرت مجتبى (ع) فرمود: از ديگران كمك مالى خواستن، تنها در سه مورد رواست: ديه‏ اى (خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن بكلى عاجز گردد، يا بدهى كمر شكن داشته باشد و از عهده پرداخت آن برنيايد، و يا فقير و درمانده گردد و دستش به جايى نرسد. آيا كدام يك از اينها براى تو پيش آمده است؟ (3)

گفت: اتفاقاً گرفتارى من يكى از همين سه چيز است. حضرت مجتبى (ع) پنجاه دينار به وى داد. به پيروى از آن حضرت، حسين بن على (ع) چهل و نه دينار و عبدالله بن جعفر چهل وهشت دينار به وى دادند.

فقير موقع بازگشت، از كنار عثمان گذشت. عثمان گفت: چه كردى؟ جواب داد: از تو پول خواستم تو هم دادى، ولى هيچ نپرسيدى پول را براى چه منظورى مي ‏خواهم؟ اما وقتى پيش آن سه نفر رفتم يكى از آنها (حسن بن على) در مورد مصرف پول از من سوال كرد و من جواب دادم و آنگاه هر كدام اين مقدار به من عطا كردند.

عثمان گفت: اين خاندان، كانون علم و حكمت و سرچشمه نيكى و فضيلتند، نظير آنها را كى توان يافت؟(4)

  

بخشش بى نظير

حسن بن على (ع) تمامى توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه، به كار مي ‏گرفت و اموال فراوانى در راه خدا مي ‏بخشيد. مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخشش بى سابقه و انفاق بسيار بزرگ و بى نظير ثبت كرده ‏اند كه در تاريخچه زندگانى هيچ كدام از بزرگان به چشم نمي ‏خورد و نشانه ديگرى از عظمت نفس و بی اعتنايى آن حضرت به مظاهر فريبنده دنيا است. نوشته ‏اند:

«حضرت مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف ديگر را در راه خدا بخشيد.» (5)

  

1- مبارزات حسن بن على (ع) پيش از دوران امامت

امام حسن (ع)، به شهادت تاريخ، فردى سخت شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بيم در وجود او راه نداشت. او در راه پيشرفت اسلام از هيچ گونه جانبازى دريغ نمى‏ورزيد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود.

در جنگ جمل‏

امام مجتبى (ع) در جنگ جمل، در ركاب پدر خود امير مومنان (ع) در خط مقدم جبهه مي ‏جنگيد و از ياران دلاور و شجاع على (ع) سبقت مي ‏گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختى مي ‏كرد.(6)

در جنگ صفين

آن بزرگوار جنگ صفين نيز، در بسيج عمومى نيروها و گسيل داشتن ارتش امير مومنان (ع) براى جنگ با سپاه معاويه، نقش مهمى به عهده داشت.(7)

 

2- مناظرات كوبنده امام مجتبى (ع) با بنى اميه

امام حسن مجتبى(ع) هرگز در بيان حق و دفاع از حريم اسلام نرمش نشان نمي ‏داد. او علناً از اعمال ضد اسلامى معاويه انتقاد مي ‏كرد و سوابق زشت و ننگين معاويه و دودمان بنى اميه را بى پروا فاش مي ‏ساخت.

مناظرات و احتجاج هاى مهيج و كوبنده حضرت مجتبى (ع) با معاويه و مزدوران و طرفداران او نظير: عمرو عاص، عتبه بن ابى سفيان، وليد بن عقبه، مغيره بن شعبه، و مروان حكم، شاهد اين معنا است.(8)

حضرت مجتبى (ع) حتى پس از انعقاد پيمان صلح كه قدرت معاويه افزايش يافت و موقعيتش بيش از پيش تثبيت شد، بعد از ورود معاويه، به كوفه، برفراز منبر نشست و انگيزه ‏هاى صلح خود و امتيازات خاندان على را بيان نمود و آنگاه در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاويه با شدت و صراحت از روش او انتقاد كرد.(9)

امام حسن (ع) از بذل جان خود دريغ نداشت، و امام حسين (ع) در راه خدا جانبازتر از حسن نبود. چيزى كه هست، حسن، جان خود رادر يك جهاد خاموش و آرام فدا كرد و چون وقت شكستن سكوت رسيد، شهادت كربلا واقع شد؛ شهادتى كه پيش از آنكه حسينى باشد. حسنى بود!

|+| نوشته شده توسط رضا بلغند در جمعه بیست و دوم شهریور 1387  |
 ویژه نامه شبهای قدر
 
 
بسم الله الرحمن الرحيم 
 
 

 

 ليلة القدر خير من الف شهر

 اين همان شبي است که درتمام سال هيج شبي هم رتبه و هم شأن او نيست وانجام عمل  درآن شب از عمل درهزارماه افضل است.

  ليله القدر شبي است که درآن تقدير  امورهرکسي رقم مي خورد وسرنوشت او تاسال آينده مشخص مي شود درآن شب به اذن پروردگار  ملائکه وروح با دستور پروردگار عالم خدمت امام زمان مشرف مي شوند ، امام زماني که قلب و روح شب قدر است ، قرآن ناطقي که به حق زندگي تمام انسانها در دست اوست . و به اذن خداوند اين ملائکه خاص ايزدمنان آنچه را که برهرکس مقدر شده است را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارد.

 پس چه نيکوست دراين شب بزرگ دائماً به ياد صاحب و مقتداي خود باشيم واز او قضائي نيک را بخواهيم چه بسا قضا و عافيت سوئي که با دعاي آن رحمت بزرگ الهي به عافيتي نيک و خيري مبدل گردد .

 يا مبدل السيئات با لحسنات

  با توجه به احاديث وروايات متعدد سه شب به عنوان شب قدر براي ما شيعيان مشخص شده وخود اين سه شب بودن اين شبها خود سري عظيم ااست وخود مقوله اي جدا .
اما آنچه مسلم است اين است که بايد از اين سه شب به نحو مفيدي بهره جست وازآن سود مند گشت تا با توسل وانابه و درخواست از خداوند تبارک وتعالي موجب غفران گناهان گذشته گشته وهم عاقبتي نيکو براي آينده مان رقم خورد
.
شبي که اگر خوب ازآن استفاده شود مي تواند موجب عاقبت به خيري خويش و حتي نسلهاي آينده مان شود .
اين سه شب به ترتيب شبهاي 19 و 21 و 23 ماه مبارک رمضان است شب 21 فضيلتش از شب 19 بيشتر وشب 23 ازنظر فضيلت بر دوشب ديگر برتري دارد .
 ليله القدرآداب ورسوم خاص خودرادارد،چه نيکو است که ما دراين شبها قلبهايمان رابا اعمالي که يادگارمعصومين( عليهم السلام) است به ساحت مقدس حضرت دوست نزديک ترسازيم معصوميني که به تمام رمزوراز عالم هستي واقفند و پير ومرشد راه بندگي خداوند ند.

 براي این شبها اعمال بسيارزيادي روايت شده است که مي توان آنها را  دوبخش نمود:

 اول : اعمالي که انجام آنها دراين سه شب مشترکند
دوم : اعمالي که اختصاص يافته هريک از اين شبهاست

 اعمال مشترک شبهاي قدر :

1- غسل مقارن با غروب آفتاب که نماز شام را باآن غسل به جا بياوريم .

2- خواندن دورکعت نماز بدين منوال که درهررکعت بعدازحمد هفت مرتبه سوره توحيد را خوانده و در پايان نماز نيز 70 مرتبه  استغفرالله و اتوب اليه بگوئيم. در رواياتي از پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله ) ذکرگرديده که خواننده اين نماز قبل از اينکه ازجا برخيزد حقتعالي او و پدر و مارد ش را مي آمرزد .

3- قرآن سر بگيرد و قرآن را مانند چتري برسر قرار داده و پرودگارمان را به حق قرآن و 14 نور پاک و آسمانيش قسم دهيم واز او طلب غفران و بخشايش نمائيم چراکه اوارحم الراحمين است .
ونحوه آن بدين شرح است :
قرآن مجيد را بگشائيد ودرمقابل خود قراردهيد و بگوئيد :

 اَللّهُمَّ اِنِّي اَسئَلُکَ بِکِتابِکَ المُنزلِ وَما فيهِ وَ فيهِ اسمُکَ الاَکبَرُ وَاَسماوُکَ الحُسني وَما يُخافُ وَ يُرجي اَن تَجعَلَني مِن عُتَقائکَ مِنَ النّار .

 سپس هر حاجتي که ازخداوند متعال داريد ازاوبخواهيد ازاوکه ازهمه بربندگانش مهربانترو داناتراست . و بگوييد :

 اَللهُُمَّ بِحَقَّ هذَا القُرآنِ وَبِحقَّ مَن اَرسَلتَهُ به وَبَحِقَّ کُلَّ مُؤمنٍ مَدَحتَهُ فيهُ وَبِحَقَّکَ عَليهم فَلا اَحَدَ اَعرَفُ بِحَقَّکَ مِنکَ

 پس ده مرتبه بگويد بِکَ يا اَللهُ و ده مرتبه بِمُحمَّدٍ و ده مرتبه بِعَليّ و ده مرتبه بِفاطُمة و ده مرتبه بِالحَسَن و ده مرتبه بِالحُسينِ و ده مرتبه       بعَليِّ بنِ الحُسَينِ و ده مرتبه بِمُحمَِدِ بنِ عَليٍّ وده مرتبه بِجَعفرَبنِ مُحمَدٍ و ده مرتبه بِمُوسيَ بنِ جَعفَرٍ و ده مرتبه بِعَليّ بنِ مُوسي و ده مرتبه بمُحمَّد بنِ عَلِيّ و ده مرتبه بِعَليّ بنِ مُحَمدّ و ده مرتبه بالحَسنَ بنِ عَلِيّ و ده مرتبه بِالحُجًّةِ پس هر حاجت که داري ازخداوند طلب نمائيد.

 4- زيارت امام حسين(عليه السلام) که با توجه به روايات آمده است :
چون شب قدر ميشود منادي ازآسمان هفتم ندا مي کند که حق تعالي آمرزيد هرکه را به زيارت قبرحسين ( عليه السلام) آمده .اما کساني که نمي توانند به زيارت قبرسيد الشهداء بروند مي توانند ازراه دورزيارت حضرت را قرائت نمايند که انشاءالله درزمره زائران حضرتش قرار گيرند.

 5- احياء و زنده داري اين شب به ياد خدا که روايت درمورد فضيلت بيدارمانده واحياء اين شب به دعا واستغفار بسيار است ازجمله اينکه روايت شده : هرکه احياء کند شب قدر راگناهان او آمرزيده می شود هرچند به عدد ستارگان آسمان وسنگيني کوهها و کف درياها باشد .

 6- خواندن صدرکعت نماز که فضيلت بسيار داشته و بهتر است که در هررکعت بعدازحمد 10 مرتبه سوره توحيد را بخوانيم .

 7- خواندن اين دعا :
اَللّهُمَّ اِنَّي اَمَسَيتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَمِلکُ لِنفسي نَفعاً وَلا ضَرَّا ولااَصِرفُ عَنها سُوءًا اَشهَدُا بِذلِکَ عَلي نَفسي وَاَعترَفُ لَکَ بِضعفِ قَُوَّتي وقِلَّةِ حيلَتي فَصَلَّ عَلي مُحَمَّدٍ وَالَ مُحَمَّدٍ وَاَنِجزلي ما وَعَدتَني وَجَميعَ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ مِنَ المَغفِرَةِ في هذِهِ اللَّيلَةِ وَاَتمِم عَليَّ ما اتَيتَني فَاِنَّي عَبدُکَ المِسکينُ المُستَکينُ الضَّعيفُ الفَقَيرُ المَهينُ اَللّهُمَّ لاتَجعَلني ناسِياً لِذِکرکَ فيما اَولَيتَني وَلا لِاِحسانکَ فيما اَعطَيتَني وَلا ايسًا مِن اِجابَتِکَ وَان اَبطَاَت عَنّي في سَرَّاءَ اَو ضَرَّاءَ اَوشِدَّةٍ اَورَخاءٍ اَو عافُيَةٍ اَوبَلاءٍ اَو بُؤسٍ اَو نَعماءَ اِنَّکَ سَميُع الدَّعاءِ
که اين دعاي جاودانه يادگار سيد الساجدين ( عليه السلام) است که کفعمي ازآن امام يگانه روايت نموده است .

 8- دعا وطلب آمرزش ازخداوند وطلب مسائل دنيائي واخروي. روايت شده است خدمت حضرت رسول(صلي الله عليه وآله) عرض شد که اگرمن درک کردم شب قدر را چه ازخداوند خود بخواهم فرمودند: عافيت

 9- دعا براي پدر ومادر، خويشاوندان وبرادران مؤمن زنده و طلب استغفار ورحمت براي مردگان

 10- خواند ن دعاي جوشن کبيردرهرسه شب که فضيلت بسيار دارد .

 اعمال مخصوص شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

 اين شب که يکي از ليالي قدر است شب ضربت خوردن مولي الموحدين حضرت علي ( عليه السلام) است که نداي

 فزت ورب الکعبه
« قسم به خداي کعبه رستگار شدم »

او هنوز به گوش مي رسد . دراين شب که شيعيان عزادار امام اول خود هستند اولين مظلوم عالم ، شهيد محراب را واسطه قرار داده وبا اين اعمال به راز ونياز مي پردازند .

 1- گفتن « استغفرالله ربي واتوب اليه » صد مرتبه

 2- گفتن « اللهم العن قتلة اميرالمؤمنين » صد مرتبه

 3- خواندن دعاي 

 ياَ ذَا الَّذي کانَ قَبل کُلَّ شَيءٌ ثُمَّ خَلَقَ کّلَّ شَيءٍ ثُمَّ يَبقي و يَفني کُلَّ شَيءٍ يا ذَاالذَّي لَيسَ کَمَثلِهِ شَيءٍ وَيا ذاالذَّي لَيسَ فِي السُّمواتِ العلي وَلا فِي الاَرضين السّفلي وَلا فَوقَهُنَّ وَلا تَحتَهُنَّ وَلا بَينَهُنَّ اِله يُعبدُ غَيرهُ لَکَ الحَمدُ حَمدًا لا يَقوي عَلي اِحصائِهِ اِلاَّ اَنتَ فَصَلّ عَلي مُحَمَّدٍ وَالِ مُحُمَّد صَلوةً لا يًقوي عَلي اِحصائها اِلاَّ اًنتَ .

4- خواندن اين دعا

اَللّهُمَّ اجعَلَ فيما تَقضي وَتُقَدَّرُ مِنَ الاَمرِ المَحتُوم وَفيما تَفرُقُ مّنَ الَامِر الحَکيم في لَيلَةِ القَدرِوَفي القضاءِ الَّذي لايُرَدَّ وَلا يُبَدَّلُ اَن تَکتُبَني مِن حُجَّاجِ بَيتِکَ الحَرام المَبرُورِ حَجَّهُمُ المَشکُورِ سَعيُهُم المَغفورِ ذُنُوبُهُم المُکَفَّرَ عَنهُمَ سَيَّئاتُهُم واجعَلَ فيما تَقضي وَ تُقَدَّرُ اَن تُطيلَ عُمريَ و تَوسَّعَ عَلَيَّ في رِزقي وَتفعَلَ بي کذا وکذا و بجاي اين کلمه حاجت خود را ذکر کند.

 اعمال مخصوص شب وبيست ويکم

: فضيلت اين شب به مراتب از شب نوزدهم بيشتراست و بايداعمال مشترک شبهاي قدر از غسل واحياء ... را انجام داده و در روايات به غسل واحياء و تلاش و کوشش درعبادت دراين شب تأکيد فراوان شده است اما اعمال خاص اين شب :

 1- خواند دعاهاي شبهاي دهه آخر ماه که از آن جمله اين دعا است که شيخ کليني درکتاب کافي ازامام صادق (عليه السلام ) روايت کرده که ايشان فرموده اند :

آَعوُذُ بِجَلالِ وَجهِکَ الکرَيمِ اَن يَنقَضِيَ عَنِّي شَهرُ رَمَضانَ اَو يَطلُعَ الفَجرُ مِن لَيلَتي هذِهِ وَلَکَ قِبلي ذنب اَو تَبِعَة  تُعذِبُني عَليَه

 2- خواندن دعا زيرکه کفعمي درحاشيه بلد الامين آنرا ازامام صاد ق( عليه السلام) نقل کرده که:

 امام صادق ( عليه السلام )درهرشب ازدهه آخرماه مبارک رمضان بعداز نمازهاي ونوافل خود آنرا مي خواندند که در ثواب و فضيلت اين دعامي فرمودند :

هرکه اين دعا را بخواند حق تعالي کوتاهي ها وگناهاني که ازاو درايام گذشته سرزده باشد را بخشيده و اورا از معاصي آينده در بقيه ماهها درامان نگهدارد وآن دعاي اين است :

 اَللّهُمَّ اَدَّعَنّا حَقَّ ما مَضي مِن شَهرِ رَمَضانَ وَاغفِرلَنا تَقصيَرنا فيهِ وَتسَلَّمهُ مَقُبولاً وَلا تُؤاخِذ نا بِاِسرافِنا عَلي انَفسُنا وَاجعلنا مِنَ المَرحُومينَ وَلا تَجعَلنا مِنَ المَحرُومينَ

 3- خواندن اين که ازامام صادق ( عليه السلام) نقل شده وايشان درهرشب ازدهه آخرآنرامي خوانند وآن دعااين است :

 اَللّهُمَّ اِنَّکَ قُلتَ فِي کِتابکَ المُنزلَ شَهرُ رَمَضانَ الَّذي اُنزلَ فيهِ القُرآن هُديً لِلنَّاس وَ بَيَّناتٍ مِنَ الهُدي وَالفُرقانِ فَعَظَّمتَ حُرمَةَ شَهر رَمَضان بِما اَنزَلتَ فيهِ مِنَ القُرآنِ وَخَصَصتَهُ بِلَيلَةِ القَدرَ وَجََعَلَتَها خَيراً مِن اَلفِ شَهرٍاللَّهُمَّ وَهذِهِ اَيَّامُ شَهِر رَمَضانَ قَد انَقضَت وَلَيالِيهِ قَد تَصَرَّمَت وَ قَد صِرتُ يااِلهي مِنهُ اِلي ما اَنتَ اَعلَمُ بِهِ مِنَّي وَاَحصَي لِعَدَدِهِ مِنَ الخِلقِ اَجَمَعينَ فَاسئَلکَ بَما سَئَلَکَ بِهِ مَلائِکَتُکَ المُقَرَّبُونَ وَاَنبِياؤکَ المُرسَلوَنَ وَعَبادُکَ الصَّالُحُونَ اَن تُصَلِي عَلي مُحَمَّدٍ وَالَ مُحَمَِّدٍ وَاَن تَفُکَ رَقَبتي مِنَ النَّار وَ تُدخِلَني الجَنَّة بِرَحمَتِکَ وَاَن تَتَفَضَّل عَلَيَّ بِعَفُوکَ وَ کَرَمِکَ وَتَتَقَبَّلَ تَقَرُّبي وَتَستَجيبَ دُعائي وَتَمُنَّ عَلَيَّ بِالاَمنَ يَؤمَ الخُوفِ مِن کُِلَّ هَولٍ اَعددَتَهُ لَيَومَ القِيامةِ اِلهيَ وَاَعُوذُ بِوجهِکَ الکَريمِ وَ بِجَلالِکَ العَظيم اَن يَنقَضيَ اَيَّامُ شَهرُ رَمَضانَ وَلَيالَيهِ وَلَکَ قَبليَ تَبَعةٌ اَوذَنبٌ تُؤاخِذُني بِه اَو خَطيئَةٌ تَريدُ اَن تَقَتَصَّها مِنَّي لََم تَغَفرها لِي سَيَّدي سَيَّدي سَيَّدي اَسئلُکَ يالااِلهَ اِلاَّ اَنتَ اِذ لا اِلهَ اِلاَّ اَنتَ اِن کُنتَ رَضيتَ عَنَّي في هذَا الشَّهر فَازدَدعَنِّي رِضًا وَاِن لَم تَکنَ رَضيتَ عَنَّي فَمنَ الاَنِ فَارضَ عَنَّي يا اَرحَمَ الرَّاحِمينَ يا اللهُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا مَن لَم يَلِد وَلَم يُولَد وَلَم يَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ

4- وبسيارگفتن اين دعا :

يا مُلَينَّ الحَديدَ لِداوُدَ عَلَيهِ السَّلامُ يا کاشِفَ الضَّر وَالکَربِ العِظامِ عَن اَيّوبَ عَليه السَّلامَ اَي مُفَرَّجَ هَمَّ يَعقوُبَ عَليهَ السّلامُ اَي مِنقَّسَ غَمَّ يُوسفُ عَلَيه السَّلام صََّلَ عَليَ مَُحَمَّدٍ وَآلَ مُحَمَّدٍ کَمَا اَنتَ اَهلَهُ اَنَ تُصَّليَ عَلَيَهِم اَجمَعِيَن وَ اَفعَل بِيَ مَا اَنتَ اَهلَهُ وَ لَاتَفعَل بِيَ مَا اَنَا اَهَلهُ .

5- خواندن دعاي :

يَا مُولَجَ الَلَّيلَ فِي اَلنَّهارَ وَ مُولَجِ اَلنَّهاَر فِي اَليَّلَل َوَمُخَرجَ الحَّيِّ مِنَ المَيِّتِ وَمِخرَج َالَمَيَّتِ مِنَ الَحَيِّ يَا رَازَقِ مِن يَشاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ يا اَللهُ يا رَحمَنُ يَا اَللهُ ياَ رَحيمُ يَا اَللهُ يَا اَللهُ يَا اَللهُ لَکَ اَلاَسمَاءُ الحُسنيَ وَالَامَثالَ العُليَا وَالَکبَريَاءَ وَ َالا اَلاءُ اَسئَلُکَ اَن تُصَّليَ عَليَ مُحَمَّدٍ وَآلَ مُحَمَّدٍ وَاَن تَجعَلَ اسمِي فِيَ هَذِهِ اَلليَّلةِ فِي السُّعدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهدَاءِ وَِاحسَانَي فِي عَلّيّيَن وَاَسائَتيَ مَغفَوُرةً وَاَن تَهَبَ لِيَ يَقيَناً تَبَاشِرُ بَهِ قَلبيِ وَاِيَماناً يُذهِبُ الَشَّکَ عَنَّي وَ تُرضِيَني بِمَا قَسَمتَ لِيَ وَ آتنَا فِي الُّدنَِيا حَسَنةً وَفِي الاخِرَةِ حَسَنةً وَقِنَا عَذابَ النَّارَ الحَريقِ وَارزُقنَي فِيَها ذِکِرَکَ وَشُکَرَکَ وَالرَغبَةَ اِليَکَ وَالاَنابَةَ وَالتُوفيقَ لَمَّا وَفَّقتَ لَهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ عَلَيهِ وَعَليَهمُِ السَّلامُ

 اعمال شب بيست وسوم

 اين شب که شب آخر ازليالي قدراست بردو شب ديگر برتري دارد وهمانطورکه ذکرگرديد اعمال مشترک را انجام دهيم ومانند شب بيست ويکم ادعيه وارده درشبهاي آخررمضان را زمزمه نموده و اين دعاها را نيزبخوانيم:

 يا َربَّ لَيلَة القَدرٍ وَجاَعَلهِاَ خَيِراً مِن اَلٍف شَهَروَرَبَّ اللَّيَلِ وَالُّنهارِ وَالجِبَالَ وَالبَحارِواَلظَُّلم وَالاَنوارِ وَ الاَرضِ وَاَلسَّماءِ يَابَاريُ يَا مُصَّور يَا حَنَّانُ ياَمَنَّانُ يَا اَللهُ يَا رَحمنُ يَا اَللهَُ يَا قَيُّومُ يَا اَللهُ يَا بَديُع يَا اَللهُ ياَ اَللهُ يَااَللهُ لَکَ اَلاَسَماءُ الحُسنَيَ وَاَلامَثَالُ العُليَّا وَاَلکَبرِياءُ وَاَلاَلاَءُ اَسئُلکَ اَن تُصَّليَ عََلَي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمُّدٍ وَاَن تَجعَلَ اَسميَ فِي هذِهِ اَِللَّيَلةِ فِي السُّعَداءِ وَرِوحَي مَعَ الشُهدِاَءِ وَاَحسانِي فِي عَليَّيَّن وَاسَائتي مَغفُورَةٍ وَاَن تَهَبَ لي يَقَينٍا تبُاشِر بِهِ قَلِبِي وَ اِيمَاناً يَذَهَبُ الشَّکَ عَنَّي وَتُرضَيِني بِمَا قَسَمتَ لِيَ وَآتِنَا فِِي الدُّنِيَا حَسَنة وَفِي الاَخِرَة حَسنة وَقِنَا عَذابَ النَّارَ الحَريَِق وَارُزقَنيِ فِيَها ذَکرَکَ وَشُکَرکَ وَالرَّغَبَةَ ِاليَکَ وَالاَنَابةً وَالتُوفِيَق لَمَّا وَفَقَتَ لَهُ مُحَمَّداً وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَيِهُم الُّسلامُ .

 2- دعاي فرج :

  الهم کل لوليک اَلحُجَّةً بنِ الحَسَنَ صَلوَاتُکَ عَلَيهِ وَعَلَي آَبَائِهِ فِي هِذِه السَّاعَةَ وَفِي کُلَِّ سَاعَةٍ وَليَّاً وَحَافَظاً وَقَائِداً وَنَاصِراً وَدَليلاً وَعَيناً حَتَّي تُسَکنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتعَهُ فِيَها طَويَلاً

وهمچنين ميخوانيم :

 يَا مُدَّبَر اُلامُوُر يَا بَاعِثَ مِن فِي القُبُور يَا مُجرَيَ البُحوُر ياَ مُليَنَّ الحَديَد لِداوُدَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَاَفَعل بِيَ کَذاَ کَذَا

 وبجاي اين کلمه حاجات خود را طلب مي نمائي که شرائط خواندن اين دعا وحالت آن بدين منوال است که درهنگام گفتن يا مُدَبَّرالامُور دستهاي خود را به سوي آسمان بلند نمائيد واين دعا را بخوانيد .

درپايان با آرزوي قبولي طاعات وعبادات شما عزيزان دراين ماه مبارک ازهمه شما بزرگواران ملتمسانه مي خواهيم که ما را از دعاي خيرتان دراين ليالي وايام بي نصيب نگذاريد.

|+| نوشته شده توسط رضا بلغند در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  |
 شهادت امیرالمومنین
 
حضرت علی(ع) از منظر پیامبر
 
سالروز شهادت حضرت علی(ع) نخستین پیشوای شیعیان جهان در پیش است، بزرگ مردی که فتوت، مروت و جوانمردی را سرلوحه زندگی خود داشت، او مرد راستی و عدالت‌خواهی بود و نزد پیامبر اسلام ارزش بسیار والایی داشت .
رسول اکرم در شخصیت بی انتهای حضرت علی و کمالات بی نظیر و فضایل بی پایانش احادیثی فرموده و به تشریح مناقب آن حضرت پرداخته اند:
▪ سوگند به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود این که گروهی از امت من تو را مثل انصاری که عیسی را به خدایی اشتباه گرفتند، غلو کنند در مورد فضایل و مناقب تو، مطالبی می گفتم که تمام مسلمانان خاک زیر پای تو را توتیای چشم خود می کردند .
▪ اگر تمام باغها قلم گردد ، همه دریاها مرکب ، همه جن ها حسابگر و انسانها نویسنده شوند تا همه فضایل و مناقب علی را بشمارند نمی توانند .
▪ هر کس دوست دارد مثل من زندگی کند و مثل من بمیرد ، به ولایت علی بن ابیطالب تمسک کند .
▪ پروردگار عالم به من وحی کرد و مرا مأمور ساخت که علی را با لقب امیرالمومنین بخوانم و فرمود: تا به حال، کسی را با این لقب نخوانده ام و آن را به کسی نخواهم داد .
▪ هر کس می خواهد حضرت نوح را در عزم و اراده اش بنگرد و علم سرشار حضرت آدم را درک کند و به جدم حضرت ابراهیم در حلم و بردباری اش نگاه کند و حضرت موسی را در ذکاوت و هوشیاری و حضرت عیسی را در زهد و بی توجهی به دنیا ببیند ، وجود مبارک علی را ببیند .
▪ من شهر علم هستم و علی در آن است ، هر کس می خواهد وارد آن شود باید از درش بگذرد .
▪ علی از حیث قضاوت و داوری نیز در میان امت من بی نظیر است .
▪ سرلوحه دفتر هر فرد با ایمان محبت و دوستی علی ابن ابیطالب است .
▪ علی داناترین امت من ، بعد از من است .
 

 

  • نام : علی

  • لقب : مرتضی

  • کنیه : ابوالحسن

  • نام پدر : عمران ابوطالب

  • نام مادر : فاطمه

  • تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

  • محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

  • مدت امامت : 30 سال

  • مدت عمر: 63 سال

  • تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

  • علت شهادت : تحریکات قطام

  • نام قاتل : عبدالرحمن بن ملجم

  • محل دفن : نجف اشرف

حادثه بزرگ ماه رمضان

يكى از حوادث بزرگ ماه رمضان شهادت مولاى متقيان على (ع) است، او از ياران با وفاى پيامبر (ص) و وصى و وزير و ابن عم و داماد آن حضرت بوده كه پيامبر (ص) در حق پسر عمش فرمود: "ان هذا اخى و وصيى و وزيرى و خليفتى فيكم فاسمعوا له و اطيعوا"، همانا على (ع) برادر و وصى و وزير و خليفه من است در ميان شما از او بشنويد و او را اطاعت كنيد.

کیفیت شهادت امیرالمومنین (ع)

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند و مسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را سه نفر دانستند که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت به شهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت و دومی مسئولیت به هلاکت رساندن معاویه در شام را و سومی کشتن عمروبن عاص را در مصر.

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه می شود، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان به دست امام علی (ع) کشته شده بود، برخورد کرده و عاشق وی می شود، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجری، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز با محبوب خود بود، با ضربت بر فرق امام، فرق امام را می شکافد و...  امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده (با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بار سنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن و راحت شدن است) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه" به خدای کعبه که رستگار شدم.

داد و فریاد، یا علی را کشتند شروع می شود، ابن ملجم که قصد فرار داشته در خارج از مسجد به وسیله مردم دستگیر می شود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند، امام می فرماید که برای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید و به او کاری نداشته باشید، اگر زنده ماندم خود می دانم و اگر نه، با همان ضربه او را قصاص کنید.

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم و زهری که وارد بدن وی به وسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز و نیاز و در حال نماز بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده و همان جا به خاک سپردند.

علی (ع) خود از مساله شهادت خویش خبر داد

مطلب جالب و قابل تذكر اين است كه آن حضرت مساله شهادت خويش را خبر داد، صاحب كشف الغمه از كرامات حضرت على (ع) نقل مى‏نمايد: وقتى حضرت از قتال خوارج نهروان به كوفه برگشت، در ماه مبارك رمضان داخل مسجد شد، پس از دو ركعت نماز به منبر تشريف برد، خطبه بسيار زيبایى قرائت فرمود: "فخطب خطبة حسناء" آنگاه رو به فرزندش حضرت مجتبى (ع) كرد، فرمود يا ابا محمد چقدر از ماه رمضان رفته؟ عرض كرد سيزده روز يا امير المؤمنين، سپس از امام حسين (ع) پرسيد يا ابا عبد الله چقدر از اين ماه مانده، عرض كرد هفده روز يا امير المؤمنين، آنگاه امام (ع) دست مبارك خويش را به محاسن شريف خويش گذاشت كه در آن حال سفيد بود فرمود: اين محاسنم به خونم خضاب خواهد شد، سپس اين بيت را در مورد قاتلش فرمود: "اريد حياته و يريد قتلى خليلى من عذيرى من مراد."

من خواستار حيات و زندگى او هستم و او قصد جانم مى‏كند، كسى كه مورد علاقه من بود و او ابن ملجم مرادى است.

"ثم قال: هذا و الله قاتلى‏"، سپس اشاره به او فرمود: اين قاتلم مى‏باشد، گفتند يا امير المؤمنين آيا او را نمى‏كشى، فرمود: "او كه هنوز با من كارى نكرده است."

عبدالرحمان بن ملجم مرادى لعنة الله عليه وقتى اين كلمات را شنيد سخت ترسيد و خاموش نشست تا آن حضرت از منبر فرود آمد، پس آن ملعون برخاست‏ به عجله در برابر آن حضرت ايستاد و عرض كرد يا امير المؤمنين من حاضرم و در خدمت ‏شما هستم، اين دست راست و چپ من است كه در مقابل شما است، قطع كن دستهايم را و يا من را به قتل برسان، امام فرمود: چگونه تو را بكشم و حال آنكه جرمى از تو بر من واقع نشده است و اگر هم بدانم تو قاتل من هستى تو را نخواهم كشت، لكن بگو آيا از جهودان زنى حاضنه داشتى؟ و روزى از روزها به تو خطاب كرد: "اى برادر كشنده شتر ثمود؟" عرض كرد چنين بود يا امير المؤمنين، حضرت ديگر سخن نگفت.

گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع)

از خدابترسید و پیروان دنیا نگردید، هر چه در قرآن است عمل کنید، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند.

وضو را شاداب بگیر.

خدا را در قرآن بنگرید.

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید.

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است.

پس از قرآن و احادیث نبوی، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع) در دست امت نمی باشد که ... همه مروارید است و دور از خاک و خاشاک و در این دریای مملو از درّ و گوهر و مروارید عده بسیاری از مورخان سعی در جمع آوری و شرح و توضیح سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی است که توانسته این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد و نام آن را نهج البلاغه نامیده است و این مجموعه را می توان کاملترین و موثق ترین جمع آوری دانست.

سخنانی گوهر بار از امام علی (ع)

1- سستی درجهاد

اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید کرد؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت؟

2- حکومت

ای مردم، کسی به کار خلافت و حکومت سزاوارتر است که از همه مردم بر آن کار تواناتر «در امور سیاسی و حل و فصل مسائل و امور خارجی» و به امر خداوند از همه آنان داناتر باشد «از نظر حکم شرع و دین الهی-فقه» حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد، باید نکوهش شود و خواسته شود تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود.

3- وحدت

پس دست خدا با جماعت است، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی، زیرا آنکه از جمع مردم جدا شود شیطان بر او دست یابد. چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب  گرگ می شود، هوشیار باشید هر که شما را به راهی بخواند که تفرقه و اختلاف در آن باشد او را بکشید اگر چه خود من باشم.

 عکسهای مربوط  به حضرت علی(ع)
 

 
شهادت امیرالمومنین ، حضرت علی   
 
(ع) را بر پیشگاه صاحب الزمان (عج)
 
وشیعیان معتقد ایشان تسلیت   
 
 عرض
 
می نمایم.
 
 
 
 
htm/far/id/tarjome/kalema/main.htm

سخنان حكمت آميزنهج البلاغه همراه با ترجمه.
|+| نوشته شده توسط رضا بلغند در جمعه سوم فروردین 1386  |
 
 
بالا